درباره من
شاید علاقه من به ورزش و دوچرخه سواری خیلی زودتر از آن چیزی که فکر می کنم در زندگی ام شروع شده باشد، از همان سال های کودکی...من از کودکی به عارضه Flat Feet یا همان صافی کف پا دچار بودم به همین دلیل استادن و راه رفتن برای مدت طولانی همیشه برایم ساده نبود.زمان هایی که همراه با مادرم به بازار میرفتیم، بعد از مدتی ایستادن، بسیار خسته می شدم و درد شدیدی در قسمت پاها و کمر احساس میکردم و از مادرمک خواهش می کردم هرچه زودتر به خانه برگردیم تا استراحت کنم...اما شاید جالب ترین بخش داستان من از آنجایی شروع شد که پدرم برایم یک دوچرخه ساده به رنگ نارنجی خرید.از آنجایی که دوچرخه سواری را بلد نبودم و راهنمایی هم نداشتم بنابراین خودم باید راه یادگرفنش را پیدا می کردم.شروع کردم به تلاش کردن...زمین می خوردم، دوباره بلند میشدم و باز تلاش می کردم... روش های مختلف را امتحان کردم و هر بار سعی می کردم چیزی از تجربه قبلی یاد بگیرم.تا اینکه بلاخره موفق شدم....من توانستم تعادل را بلاخره حفظ کنم و در اون لحظه یکی از بزرگترین درجات لذت و شادی را احساس کردم...اما داستان به یادگیری دوچرخه سواری ختم نشد بلکه شروع داستان تازه شروع شد:"دیگر خبری از آن همه درد و ناراحتی در پاهایم نبود"!!!! و آنجا بود که انگار قطعه گمشده پازل زندگی ام را کشف کرده بودم.من می توانستم مدت زمان خیلی زیادی فعالیت کنم و به مکان های جدیدی بروم ،ماجراجویی کنم، بازی کنم و لذت ببرم بدون آنکه محدودیتی داشته باشم... و آنجا بود که دوچرخه بهترین دوست و همیار همیشگی من شد.....با ورود آن دوچرخه نارنجی به زندگی ام باعث شد نگاه متفاوتی به خودم داشته باشم ، چون صافی کف پا باعث محدودیت های زیادی در زندگی ام شده بود و این محدودیت ها باعث شده بود که ذهنیت " من نمی توانم" در من شکل بگیرد و باعث رنجش من شده بود.شاید همان دوچرخه نارنجی، شروع مسیری بود که سال ها بعد مرا به دنیای ورزش و دوچرخه سواری و آموزش کشاند: مسیری که هنوز هم ادامه دارد